8:42 صبح | ۱۳۹۸ پنج شنبه ۲۵ مهر
کد خبر: 43430 تاریخ انتشار: ۱۳۹۴ پنج شنبه ۱۳ اسفند - 8:26 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی
تاجگردون:

مجلس دهم، کارآمدتر است

همراهی و پیوستگی آقای عارف و لاریجانی در هر موقعیتی كه قرار بگیرند، بسیار تعیین‌كننده خواهد بود و متضمن ادامه مسیری است كه از ٢٤ خرداد شروع شد.

 گفت و گو نیوز: هفتم خرداد كه بیاید او دیگر عضو اقلیت محض مجلس نیست. تازه حتی او و همفكرانش امید دارند تا بعد از دور دوم انتخابات تبدیل به اكثریت «اصلاحات» در دوره دهم هم بشوند. اما تا اینجای بازی هم امثال غلامرضا تاجگردون خود را برنده هفتم اسفند می‌دانند؛ برنده بازی‌ای كه می‌گوید شرایط آن خیلی برابر نبوده است. با تعداد كم وارد میدان شدند و تا همین جای كار به همراه موتلفان خود از مستقلین و اعتدالیون، نیمی از جایگاه‌های برنده انتخابات را به نام «حامیان دولت» سند زده‌اند.

حامیانی كه البته می‌گویند به گفته رقیب «وكیل الدوله» نخواهند بود. آنها منتظرند تا بعد از هفتم اسفند این را نشان دهند. در روند نظارتی كه تاجگردون می‌گوید مثل مجلس نهم دیگر سیاست‌بازی در آن جایی ندارد. مجلس دهم از دیدگاه نماینده‌ای كه در میان اقلیت محض مجلس نهم به كرسی ریاست یكی از مهم‌ترین كمیسیون‌های تخصصی رسید، مجلسی معتدل و مطلوب‌تر از مجلس فعلی خواهد بود. مجلسی كه دعوای سیاسی و نظارت بر دولت را با هم قاطی نمی‌كند. اما این مجلس چه شكلی خواهد بود؟ غلامرضا تاجگردون، نماینده اصلاح‌طلب فعلی و منتخب مجلس بعدی شكلی نزدیك به تصویری اصلاح‌طلبانه از مجلس دهم ترسیم می‌كند. هر چند كه اصلاح‌طلبان نتوانند بیش از نیمی از این مجلس را در اختیار بگیرند. او معتقد است كه فضای روانی انتخابات تهران، اعتدالیون، مستقلین و حتی شاید برخی اصولگرایان را به سمت جریانی سوق دهد كه ١٢ سال تمام، غایب اصلی بهارستان بود. صحت گفته‌های او نیاز به كند‌و‌كاو زیادی در فضای سیاسی ندارد. او برای اثبات حرفش نگاه را به سمت تغییر رفتار و گفتمان برخی اصولگرایان سوق می‌دهد. به سمت مقایسه علی لاریجانی سال ٨٤ با سال ٩٤. همانطور كه معتقد است در این یك دهه اصلاح‌طلبان هم در گفتمان و رفتار خود تغییراتی داشته‌اند. همین تغییرات هم این دو گروه را در روزهای پایانی سال ٩٤ به همدیگر نزدیك كرد تا بهارستانی متفاوت برای سال ٩٥ به بعد شكل بگیرد. مجلسی كه تاجگردون معتقد است بیش از هر چیز تفاهم بین محمدرضا عارف و علی لاریجانی در آن مهم خواهد بود. تفاهمی بین دو چهره مهم سیاسی كه نمادی از تفاهمی گسترده‌تر بین دو گروه تاثیرگذار در آرایش مجلس دهم است؛ دو گروهی كه كنار آمدن آنها با هم اكثریتی سنگین وزن برای دوره دهم مجلس خواهد ساخت و فاصله گرفتن آنها از هم توازن را به سمتی دیگر می‌برد. به سمتی كه شاید دلخواه منتقدان دولت یازدهم باشد. از همین رو است كه رییس كمیسیون برنامه و بودجه فعلا در این شرایط متوجه این موضوع است تا تقسیم جایگاه‌های بهارستان دهم. 

 چینش سیاسی منتخبین مجلس دهم تا اینجای كار سبب ایجاد چه نوع توازنی در دوره بعدی مجلس شده است؟ به عبارتی فكر می‌كنید دست بالا با كدام طیف باشد؟
از یك منظر می‌توان گفت اصلاحات برنده این انتخابات بود. به هر حال از یك‌سو اصلاح‌طلبان در بسیاری از حوزه‌ها اصلا نتوانستند نامزد داشته باشند و از یك طرف هم در آن جایی كه امكان رقابت پیدا كردند، نامزدهای اصلی و چهره‌های شناخته شده و مطرح آنها از مدار رقابت خارج شده بودند. یعنی به هر حال همین نتیجه تا اینجا در شرایط كاملا نامتعادلی به دست آمده است. از این زاویه حتی اگر بپذیریم كه وزن‌كشی‌ها تا اینجا برنده قطعی هم نداشته‌اند اما نباید باعث سرافرازی و افتخار اصولگرایان باشد. نماد بارز این وضعیت در تهران بود كه سرشناس‌ترین چهره‌های اصولگرا در برابر لیستی كه اصلا نمی‌توانست به لحاظ شهرت هم وزن آنها باشد، بازنده محض بودند. مجلس آینده هر نوع صف‌كشی كه داشته باشد قطعا دیگر مجلس اصولگرایان نیست و این را خود آنها هم می‌دانند.
 این تعبیر شما درست است. اما می‌خواهم بدانم در عرصه عملی فكر می‌كنید وزن‌كشی‌ها چطور باشد؟ یعنی مجموعه نمایندگان منتخب چه سمت و سویی را پیش می‌گیرند؟

من با شناختی كه از نیروهای بیرون آمده از انتخابات خصوصا در شهرستان‌ها دارم مطمئن هستم كه بسیاری از چهره‌های مستقل و اعتدالی به سمت اصلاح‌طلبان در این مجلس، سوق پیدا می‌كنند. دو عامل در اینجا موثر است. یكی بحث جنس دولت یازدهم است. عموما جنس دولت‌ها و گفتمان آنها می‌تواند سمت و سوی قسمت عمده‌ای از آرا و نظرات چهره‌های خاكستری را به خود جلب كند. مضافا بر این اتفاقی كه در تهران افتاد، فارغ از هر نوع واكنشی كه اصولگرایان به آن دارند و هر نوع تعبیری كه به كار می‌برند، نیروهای خاكستری و مستقل را به هر حال به این نتیجه رسانده كه دوران قاطبه داشتن گفتمان اصولگرایی در فضای سیاسی ایران فعلا به سر رسیده است. این وضعیت فضای روانی را برای گرایش این نیروها به سمت اصلاح‌طلبان و ایجاد یك هم‌افزایی بیشتر مهیا می‌كند. همین الان هم این موضوع نشانه‌های خود را بروز داده است.
 چه نشانه‌هایی؟
به هر حال در همین مدت كوتاه مراجعاتی از این طیف به اصلاح‌طلبان برای ایجاد یك همگرایی و ائتلاف در مجلس آینده وجود داشته است. من خودم به عنوان یك اصلاح‌طلب شناخته می‌شوم و سابقه سیاسی‌ام در جریان اصلاحات است. در همین مدت چند روز به هر حال هم از طرف برخی همكاران ما در مجلس كه برای دوره بعدی ابقا شده‌اند و هم از سوی برخی منتخبین جدید مراجعاتی بود كه بیایید با هم بنشینیم و برای مجلس بعد به نتیجه مشترك برسیم و با هم همكاری داشته باشیم. در میان این چهره‌ها به هر حال كسانی هستند كه هم سابقه اصولگرایی دارند و هم حتی در این انتخابات با عنوان اصولگرا حاضر بوده‌اند. بنابراین گمان می‌كنم اقبالی كه وجود دارد در نهایت وزن اصلاحات را در یك موقعیت فرادستی نسبی قرار دهد.
 این موقعیت فرادستی را می‌توانید شرح دهید؟ چون به هر حال اگر ائتلافی از مجموع یك سری نیروهای اصلاح‌طلب، معتدل، مستقل و حتی به قول شما اصولگرای اعتدالی تشكیل شود و دست بالا را در مجلس آینده بگیرد، شاید نتوان با قطعیت آن را فرادستی جریان اصلاحات نامید. چون به هر حال مجموعه‌ای از نیروها خواهد بود.
به لحاظ جنس مهره بازی در چنین شرایطی حق با شماست. به هر حال چنین طیفی یك مجموعه رنگین‌كمانی خواهد بود. اما مساله مهم بحث گفتمانی و راهبردی این مجموعه است. چنین مجموعه‌ای اگر شكل بگیرد كه بسیار محتمل و قریب به اتفاق است، راهبرد خود را عمدتا از جریان اصلاحات خواهد گرفت و با راهبری این جریان جلو خواهد رفت. نمونه این را می‌توان در موقعیت دولت آقای روحانی هم دید. به هر حال آن مجموعه هم یك مجموعه چند طیفی است اما به شكل واضح راهبرد عمومی خود و قسمت عمده‌ای از گفتمان و برنامه‌هایش را با موارد مطلوب و مطرح در جریان اصلاحات تنظیم می‌كند. چون به هر حال می‌داند از كجا و چه كسانی رای گرفته و مضاف بر این متوجه است كه همچنان به این رای نیاز دارد. به همین دلیل هم در اكثریت مجلس دهم با هر تركیبی از گرایش‌های سیاسی، من فكر می‌كنم گفتمان اصلاحات قطعا دست بالا را خواهد داشت.
 یعنی نیروهای دیگر از قبیل مستقلین و معتدلین و حتی برخی اصولگرایان می‌پذیرند تابع چنین شرایطی باشند؟
بحث تبعیت نیست، بحث ضرورت است. یعنی خود این نیروها هم تا درصد زیاد و قابل ملاحظه‌ای ضرورت برخی مسائل را فارغ از هر پایگاه سیاسی كه دارند، پذیرفته‌اند. نمونه مهم آن شخص آقای لاریجانی به عنوان یكی از لیدرهای جریان اصولگرا است. آیا آقای لاریجانی سال ٩٤ همان لاریجانی سال ٨٤ و پیش از آن است؟ حرف‌هایی كه می‌زند همان حرف‌هاست و برداشتی كه از رقابت سیاسی و منازعات موجود دارد همان برداشت یك دهه قبل است؟ خب در این مدت كسی كه آقای لاریجانی را با زور و اجبار به این سمت نبرده است. خود آقای لاریجانی با مقاطعی مواجه شده است، در این مقاطع تجربیاتی كسب كرده و به درك متفاوتی رسیده و ضرورت‌های جدیدی را حس كرده است كه مثلا در سال ٨٤ یا قبل از آن حس نمی‌كرده و شاید برایش چندان اهمیت نداشته است. برای خیلی از نیروهای غیر اصلاح‌طلب هم موضوع به همین شكل است. اتفاقا در جریان اصلاحات هم این ضرورت‌های جدید حس شده است و نیروها به آن رسیده‌اند. آیا راهبرد و گفتمان اصلاح‌طلبان همان راهبرد و گفتمان ١٠ سال پیش یا حتی قبل از انتخابات ٩٢ است؟ قطعا تفاوت كرده است. پس من فكر می‌كنم بستر چنین ائتلافی همین ضرورت‌هایی است كه ایجاد شده و می‌تواند كار را مستحكم كند. هر چند در جریان اصلاحات هم تعدیل‌هایی به لحاظ گفتمانی و راهبردی اتفاق افتاده است اما چون تغییر جریان اصولگرا و مستقل بسیار چشمگیرتر بوده و حركت آنها به سمت اصلاحات زیادتر است، من پیش‌بینی می‌كنم كه گروه اكثریت مجلس دهم بسیار به گفتمان و برنامه‌های اصلاحات نزدیك شوند. بنابراین من اگر بخواهم مجلس آینده را در یك تركیب دوطیفی ببینم به یقین می‌گویم طیف مقابل اصولگرایان به شكل بسیار جالب خواهد بود. منظورم از اصولگرایان همان نیروهایی است كه جز خود اصولگرایان همكاری سیاسی با هیچ گروهی را قبول نمی‌كنند. در واقع همان منتقدان دولت فعلی را می‌گویم.
 این وضعیت به نظر شما در عملكرد مجلس بعدی چه تاثیری خواهد گذاشت؟ یعنی مجلس كاراتر می‌شود یا نه؟ و نكته مهم‌تر اینكه آیا امكان تقابل‌های شدید میان دو طیف سیاسی، مثل آن چیزی كه در مجلس نهم دیدیم هنوز وجود دارد؟ چون به هر حال این موضوع هم در كارآمدی مجلس تاثیر می‌گذارد.
من فكر می‌كنم مجلس دهم از مجلس نهم بسیار كارآمدتر خواهد بود. چون به هر حال صدای معتدل‌تری دارد. سابقه مجلس نهم هم به هر حال بسیاری از نمایندگان جدید را ترسانده و آنها سعی می‌كنند رفتار منطقی‌تری داشته باشند. یك موضوع مهم دیگر هم این است كه جریان تندروی اصولگرا در این مجلس چهره‌های مدیریت‌كننده و برنامه‌ریز خود را از دست داده است. یعنی به نظر من آنقدر تمركز جدی برای وارد كردن تنش به فضای سیاسی را نخواهد داشت. ضمن اینكه توان آن را هم ندارد. چون به هر حال چهره‌های مشروع آن جریان عموما از مجلس خارج می‌شوند و چهره‌های جدید برای پیدا كردن جایگاه و پذیرش عمومی در پایگاه مخالفان دولت نیاز به زمان دارند.
 همین كه یك نیروی مدیریت‌كننده در طرف مقابل نیست آیا نمی‌تواند زمینه یك سری مشكلات جدیدرا ایجاد كند؟ به هر حال این نیروهای مدیریت‌كننده خیلی مواقع تعدیل‌كننده و توازن‌بخش هم هستند؟

شاید اینطور باشد. یعنی ما شاهد برخی حركت‌های تند و البته پراكنده و كور در مجلس باشیم. اما از یك طرف هم نباید فراموش كنیم كه خیلی از تقابل‌ها و مشكلاتی كه در دوره نهم پدیدار شد حاصل یك مدیریت و سازماندهی كلان‌تر بود.
 یعنی الان چنین ساماندهی نمی‌تواند انجام شود؟
امكانش قطعا هست و نیروهایی كه بیرون می‌روند بی‌كار نخواهند بود. به هر حال به شكل طبیعی آنها از طریق همان چهره‌هایی كه به مجلس فرستاده‌اند برخی اقدامات را جلو می‌برند كه یك مدیریت و اداره غیرمستقیم خواهد بود. ولی خب چالش اصلی سیاسی مجلس دهم بیشتر از آنكه داخل آن باشد، بیرون آن خواهد بود. من پیش‌بینی می‌كنم كه طیف منتقدان و مخالفان دولت كنونی، بعد از شكل‌گیری مجلس دهم سراغ بهارستان بیایند و خیلی بیشتر از دولت، موج حملات خود را متوجه نهاد قانونگذاری كنند. من فكر می‌كنم نیروهای معتدل و اصلاح‌طلب این مجلس باید خودشان را آماده كنند كه به طور ناخواسته سپر بسیاری از حملات مخالفان به برنامه‌های دولت باشند. البته منظورم این نیست كه آنها سپر بلای دولت می‌شوند بلكه در یك رابطه خطی بطور طبیعی بین مخالفان و دولت قرار خواهند گرفت و فشار زیادی را متحمل خواهند شد. این هم یك وضعیت ناخواسته است كه نشانه‌های آن از همین الان بروز كرده است. شما ببینید چه تعابیری در همین چند روز از رای مردم انجام شده است. این را شما با وضعیت بعد از رای آوردن آقای روحانی مقایسه كنید. آن روزها اصولگرایان تندرو خودشان را متهم می‌كردند اما امروز یكی می‌گوید مردم چون فلان طور هستند به ما رای ندادند و دیگری یك تعبیر بد دیگر به كار می‌برد. مخالفان دولت تقریبا با این انتخابات به این نتیجه رسیده‌اند كه برای گرفتن دولت دوازدهم شانس چندانی ندارند. ولی تمام تلاش خود را خواهند كرد تا سهم‌شان را از مجلس بعدی پس بگیرند و این وضعیت یعنی شروع حملات به مجلس دهم از همان روز اول.
 فارغ از این فكر می‌كنید رابطه دولت و مجلس بعد از خردادماه چطور باشد؟

قطعا تنش‌ها تعدیل خواهد شد. یعنی دولت راحت‌تر می‌تواند كارش را انجام دهد.
 خب همین حرفی كه شما می‌زنید در جریان مخالف دولت به وكیل‌الدوله بودن مجلس بعدی تعبیر شده است.
ما قطعا می‌خواهیم با دولت همراهی داشته باشیم و مسیر كلی دولت را هم مثبت می‌دانیم. تعبیری هم كه وجود دارد به نظر من یك بهانه‌گیری بیشتر نیست و فقط با هدف همان پیروزی در جدال‌های لفظی انجام می‌شود. ما اصلا پنهان نمی‌كنیم كه با راهبرد عمومی دولت همراه و موافق هستیم. اما این به معنای آن نیست كه چشم و گوش بسته در اختیار دولت باشیم. به هر حال همین الان هم انتقاداتی از دولت و مسائل اجرایی در بین هواداران و حامیان دولت وجود دارد كه قطعا در مجلس دهم شاهد طرح آنها خواهیم بود. مساله این است كه مجلس دهم به دلیل تركیبی كه دارد دیگر مسائل اجرایی را گروگان اختلافات سیاسی نمی‌كند. یعنی سعی خواهیم كرد مسائل سیاسی را در جای خودش ببینیم و موضوعات اجرایی و نظارت خودمان را هم در جای خودش. قطعا آمدن مجلس دهم با تركیبی كه وزن هواداران دولت در آن زیادتر است، باعث نخواهد شد تا خیال دولت از نظارت و انتقاد راحت شود.
 در چنین وضعیتی، بحث مطالبات حوزه‌های انتخابیه فكر می‌كنید چه تغییری می‌كند؟
من واقعا فكر می‌كنم این موضوع كمابیش وجود داشته باشد، حتی در میان هواداران سرسخت دولت. این مساله‌ای است كه با ساخت سیاسی ایران عجین شده و در كوتاه‌مدت از آن گریزی نخواهد بود. به هر حال هنوز مثل همه ادوار مجالس گذشته، نمایندگان مستقیم‌ترین پل ارتباطی بین هیات حاكمه و مردم هستند و چاره‌ای ندارند جز اینكه برخی موارد محلی را هم به سطح مجلس و رابطه با دولت بیاورند. حالا شاید در این دوره كمتر شاهد سوءاستفاده در مسیر امتیازگیری از دولت از طریق این مسائل باشیم اما اصل موضوع همچنان پابرجا خواهد ماند. اگر دولت به دنبال اهداف بلندمدت است باید از این شرایط بگذرد و در قبال آن اغماض كند.
 برای ریاست مجلس بعدی چه پیش‌بینی‌ای دارید؟
من الان در این باره نمی‌توانم پیش‌بینی خاصی داشته باشم. اما یك چیز مشخص است و آن اینكه اگر بیرون مجلس قرار گرفتن چهره‌هایی مثل آیت‌الله هاشمی و ناطق نوری و خاتمی و سید حسن خمینی در كنار هم تا اینجا سازنده و كارگشا بوده است، در داخل مجلس دهم هم همراهی و پیوستگی آقای عارف و لاریجانی در هر موقعیتی كه قرار بگیرند، بسیار تعیین‌كننده خواهد بود و متضمن ادامه مسیری است كه از ٢٤ خرداد شروع شد. خطر اصلی مجلس آینده اتفاقا جدایی مسیر این دو نفر است كه رهبری سیاسی دو جریان را بر عهده دارند كه فعلا در مسیر همكاری با هم هستند. مهم‌ترین چیز این است كه فعلا نیروهای سیاسی صحنه‌ساز در مجلس دهم، زمینه تفاهم پایدار بین آقای عارف و لاریجانی را فراهم كنند. خلاصه حرف از نظر من این است كه بیش از آنكه ریاست آقای عارف یا لاریجانی برای مجلس بعدی تعیین‌كننده باشد، تفاهم و همكاری بین این دو تعیین‌كننده خواهد بود. اینكه در مقاطعی مناسبات بین این دو نفر شبیه مناسبات آقای باهنر و لاریجانی در نیمه دوم عمر مجلس نهم شود، می‌تواند تاثیر فوق‌العاده بدی داشته باشد. بنابراین من خود شخصا معتقدم قبل از تلاش برای ریاست یكی از این دو نفر، باید برای حفظ و تقویت تفاهم بین آن دو تلاش كنیم.

 

منبع: اعتماد / احسان بداغی

 

پایان پیام

 

880325

 

 



نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: