12:52 عصر | ۱۳۹۸ شنبه ۲۷ مهر
کد خبر: 43410 تاریخ انتشار: ۱۳۹۴ چهارشنبه ۱۲ اسفند - 9:16 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

پایان سال های باخت سیاسی

ابراهیم گراوند*

 نسل ما به باخت عادت کرده بود اما در سال 92 یک برد را تجربه کرد که حاصل اتحاد بود و همان برد، امیدی شد برای برد بعدی در سال 94! سال 80 رأی اولی بودیم که به خاتمی رأی دادیم و بعد از آن قافیه را باختیم و سال‌های سخت سیاسی جوانان شروع شد تا تجربه‌های زیادی را جمع‌آوری کنند، تجربه‌های که باعث شد نسل سوم انقلاب بهتر متوجه نیاز همدلی شوند.

دولت احمدی‌نژاد اگر هر بدی داشت یک خوبی هم داشت که به ما فهماند وحدت کلمه رمز پیروزی است. این روزها همه جوانان اگر سیاسی هم نباشند متوجه شدند که سیاست در ایران تأثیر بی‌شائبه‌ای بر زندگی و آینده آنها دارد، پس لزوم مشارکت را درک کردند و بقیه افراد خانواده و جامعه را به مشارکت دعوت کردند، حضور افراد ناراضی در پای صندوق‌های رأی نشان داد جامعه ایرانی برخلاف کشورهای همجوار به این درجه از بلوغ رسیده است که بداند راه پیشرفت مملکت از جاده دموکراسی است.

وقتی هوشنگ ابتهاج که کمتر در عرصه سیاسی ظاهر می‌شود به پای صندوق رأی آمد، بسیاری از شاعران جوان که شاید تا به امروز رأی نداده بودند به پای صندوق رفتند، وقتی بسیاری از جوانان کلیپ چند دقیقه‌ای صادق زیباکلام را که می‌گفت «واسه چی رأی بدیم؟! سهم مهلک جامعه است» دیدند و قانع شدند که بی‌تفاوتی به سیاست نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه وضعیت را بدتر می‌کند، امروز این پیروزی یک پیروزی سلبی برای اصلاح‌طلبان بود، پیروزی‌ای که نشان داد مردم همان‌طور که گاهی بی‌تفاوت می‌شوند، می‌توانند با حضور خود به یک جریان «نه» بگویند، نه برایشان جو‌سازی مهم است نه تهمت و نه حتی رد صلاحیت! آنچه برایشان مهم است صداقت است، امر مهمی که در طول 12 سال تسلط جریان اصول‌گرا رعایت نشد و امروز با همه سختی با یک حرکت منسجم نانوشته فضا دگرگون شد.

نسل سوم انقلاب امروز به یک بلوغ سیاسی رسیده است و با این انتخابات به این درجه از اطمینان دست یافته که سرنوشت خود را خودش رقم می‌زند و در این بین دولت کمک زیادی به اعتماد‌سازی بین مردم و خود کرد، این انتخابات بی‌شک سرفصلی بر سیاست و جمهوریت نظام است که به خوبی انجام شد. مطمئنا مردم ازاین‌پس با نگاهی بهتر در انتخابات شرکت خواهند کرد، نگاهی ایجابی که بهتر از نگاه سلبی خواهد بود.

( این یادداشت در شماره 80 روزنامه وقایع اتفاقیه چاپ شده است)

*سردبیر



نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: