2:01 عصر | ۱۳۹۸ شنبه ۲۷ مهر
کد خبر: 60101 تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ يکشنبه ۱۳ مرداد - 4:59 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

ضرورت منشور اصلاح طلبی

چند ماه تا انتخابات مجلس یازدهم باقی مانده اما تولید گفتارهای انتخاباتی شدت گرفته است؛ چه از جانب جناح های سیاسی و چه از جانب حاکمیت. نیمی از بازیگران این فضا حفظ وجود موجود را طلب می کنند و مابقی در راه تغییر می کوشند؛ اما هردو رهیافت به انتخابات و مکانیزم های آن سنجاق شده است.

«سعید حجاریان» درگفت و گو با روزنامه سازندگی بر  پایه همین الگو، ابتدا ابعاد زمین رقابت سیاسی را تعریف کرده و سپس اصولگرایان را به بازی عادلانه دعوت می کند و بعد به سراغ اصلاحات رفته و حدود و ثغور ایده مشارکت مشروط را بسط داده است.

در ادامه خلاصه این گفت و گو را می خوانید:

 

دریک تصویر کلی از وضعیت کشورگره گاه ها و کاستی هایی را می بینیم که شاید مواردی از آنها در فصل انتخابات و نقطه اوج مشارکت سیاسی مرتفع شوند، نیروهای جریان اصلاحات هریک به کیفیتی تلاش می کنند این فرصت را به وجود بیاورند اما پاسخی در خور نمی شنوند و حتی از سوی نیروی رقیب تخطئه می شوند رقیبی که به نظر با شرایط شبه رقابتی انس گرفته است...

معتقدم درکلیه امور انتخابات نوعی عدم تقارن میان اصلاح طلبان و اصول گرایان وجود داشته است. به این نحوکه اصول گرایان شورای نگهبان همراه شان بوده است و از ناحیه قدرت حمایت شده اند؛ آنها در یک کلام گلخانه ای بوده اند  اما اصلاح طلبان بهره ای از این حمایت ها نبرده و مجبور بودند خارج از گلخانه به حیات ادامه دهند.

همانطور که می بینید مقدمات رقابت فراهم نیست لذا بیراه نیست اگر بپرسیم اساسا چرا باید وارد این میدان شد؟ پس آینده خروج از انتخابات ریشه در این وضعیت دارد.

اما برخلاف این دیدگاه معتقدم باید اصول گرایان را دموکراتیک کنیم؛ به بیان روشن، در وضعیت گلخانه حفره ها و منافذی ایجاد کنند و به مرور، پلاستیک دورو بر گلخانه را کنار بزنند تا هوای تازه به نیروهایشان برسد و زیست طبیعی را آغاز کنند.

 

 

منتقدان جریان اصلاحات معتقدند قدمای این جریان هم تا زمانی از رانت سیاسی بهره گرفته اند و در جایگاه انتقاد از این وضعیت قرار ندارند.

بله، من منکر نمی شوم و به خاطر هم دارم امام در زمان حیات اش چپ ها را تایید کرد و وزن نیروهای سیاسی موجود در انتخابات مجلس سوم را تغییر داد؛ اما ما اساسا باید این رانت را متوقف کنیم. باید توجه داشته باشیم، اگر شرایطی به وجود بیاید و مانند کشورهای دموکراتیک پلاستیک گلخانه را بردارند و انتخابات شفاف شود و هیچ گونه حمایتی صورت نگیرد، نه تو مانی و نه من! نه اصول گرایی باقی می ماند و نه اصلاح طلبی.

حال باید  از اصول گرایان پرسید آیا می خواهند شرایط گلخانه ای را ادامه دهند؟ همانطور که به خاطر دارید، من درباره «حضور مشروط» در انتخابات نکاتی را گفتم؛ یکی از ابعادش این است که منتظر بمانیم و ببینیم هسته اصول گرایان بنا دارند چگونه انتخاباتی را برگزار کنند. وجه دیگر حضور مشروط، اشتراط به نفس است؛ یعنی باید میان خودمان بر سر کیفیت زمین بازی انتخابات توافق کنیم. البته شرط های دیگری هم وجود دارد که لازمه طرح و تحقق آن، تهیه منشور اطلاح طلبی است.

 

 

این منشور چه ابعاد و محتوایی دارد؟

نباید در همان ابتدا شروط ناممکن مطرح کنیم و باید به صورت پلکانی پیش برویم. به عنوان مثال، دریک حساب سرانگشتی می بینیم نتایج چندین و چند طرح تحقیق و تفحص در صحن علنی قرائت نشده است؛ نمایند اصلاح طلب دوره جدید مجلس باید قرائت بی قید و شرط طرح ها در دستور کار بگذارند. همچنین می توانیم به سراغ بودجه های نامربوط برویم و از آنها حساب کشی و عندالزوم قطع اشان کنیم.

 

 

شرط با نیروهای خودی و تعریف برنامه شاید فی نفسه کارکرد چندانی نداشته باشد شما چه کارکردی برای آن مدنظر دارید؟

شاید در کوتاه مدت به بار ننشیند اما چند خاصیت دارد که مهم ترین آنها غربال گری و تفکیک نیروهای اصلی و بدلی است. البته نباید به دنبال حذف رفت. به این معنا که خودمان به صورت فعال سراغ افراد می رویم و از آنها برای ثبت نام دعوت می کنیم و مانند دوره های پیش رویکرد منفعلانه پیش نخواهیم گرفت و گزینه ها را از میان ثبت نام کرده ها انتخاب نخواهیم کرد؛ تشخیص هم با مردم است که به چه کسی اعتماد کنند.

مثلا افرادی که حرف های خارج از کادر می زنند، عیارشان مشخص است. اگر این مرحله به درستی طی شود؛ می شود به سراغ تشکیل«هسته سخت اصلاحات» برویم که پیش تر خصوصیات آن را برشمرده ام.

 

 

اکنون در کنار «مشارکت مشروط» سه استراتژی«حضور بی قیدو شرط در انتخابات»، «سکوت در انتخابات» و «خروج از انتخابات» نیز مطرح است، فواید و مضرات هریک از این استراتژی ها چیست؟

واضح است، استراتژی حضور بی قید و شرط، مردم و اصلاح طلبان رابه کلی از یکدیگر جدا می کند. اکنون، مردم به جریان های سیاسی بی اعتماد هستند و هرنوع لغزش و اشتباه تاکتیکی و استراتژیک به مثابه مرگ یک جریان است. امروز برخی از مردم می گویند شما گفتید به روحانی رأی بدهید تا شرایط بسامان شود؛ اما این طور نشد فلذا دیگر با طناب شما به چاه نمی رویم. پس اگر گفتار انتخاباتی تولید می کنیم باید مبتنی بر تحلیل های دقیق باشد نه صرفا هراس افکنی و انتخاب بین بد و بدتر و بدترین.

استراتژی«سکوت در انتخابات» یا «عبور مقطعی از انتخابات» ما را ضربه پذیر خواهد کرد زیرا ممکن است عده ای حتی در مرکز اصلاحات رأی دهند و این به شکنندگی می انجامد و هسته سخت قدرت قادر است این افتراق را به هر طریق که مایل است، ترجمه کند! از این جهت شاید عبور مقطعی از انتخابات رویکرد مناسبی باشد اما نیاز به ترویج آن نیست؛ اگر شرایط فراهم نشد، با ذکر دلایل از خیر انتخابات می گذریم، همین! اما «عبور از انتخابات» استراتژی دقیقی نیست زیرا حکم به پایان پروژه اصلاحی سیاست محور می دهد.110


برچسب هابرچسب ها: گفت و گو نیوز,,


نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: