7:12 صبح | ۱۳۹۸ دوشنبه ۱۸ آذر
کد خبر: 60459 تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ شنبه ۲۳ شهريور - 3:17 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

مازنی: سنگر امام حسین(ع) را وسیله دنیاطلبی‌های خود قرار ندهیم

گفتند که اصلا عاشورا گفتمان حریت، آزادی، حق طلبی، اخلاق، مبارزه با زندگی باطل و زدنگی با عزت نیست، بلکه عاشورا یعنی اینکه شما یک تراژدی را مرور کنید تا مشکل‌تا‌ن در قیامت در پیشگاه خداوند حل شود.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی حق طلبی، حریت، و بی تفاوت نبودن در برابر گناه زبان و حرام خواری را میراث امام حسین (ع) عنوان و تاکید کرد که نباید سنگر حسین ابن علی(ع) را وسیله دنیا طلبی‌های خودمان یا دنیای دیگران قرار دهیم.

حجت‌الاسلام ‌والمسلمین احمد مازنی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) در مرکز فرهنگی دارالزهرا، گفت: ما هزار و 380 سال از عاشورای سال 61 هجری قمری فاصله گرفتیم و در همه این سال‌ها عاشورا جاودانه و ماندگار ماند و ما هر سال بیش از سال قبل شاهد رونق ارادت به حضرت سیدالشهدا و شهیدان کربلا و اهل بیت هستیم و خواهیم بود. به نظر می‌رسد اگر روی رمز جاودانگی عاشورا بررسی دقیقی شود مهمترین رمز جاودانگی عاشورا در نقش ویژه‌ای است که اباعبدالله(ع) ایفا کردند و آن این بود که امام(ع) میراث همه انبیا را احیا کرد و برای آیندگان استمرار بخشیدند. 

وی احیای میراث گذشتگان و تضمین استمرار آن برای آیندگان را از نتایج قیام اباعبدالله(ع) عنوان و خاطرنشان کرد: برای درک این معنا و اینکه اکنون وظیفه و رسالت ما برای حفظ این میراث چیست توصیف وضع موجود از جامعه‌ای که حسین بن علی(ع) در آن جامعه قیام می‌کند در بیان خود حضرت سیدالشهدا(ع) بسیار کمک می‌کند و یاری می‌کند که متوجه شویم ایشان چه کار ویژه‌ای انجام دادند که این کار حداقل شرایطش برای دیگران مهیا نبود. امام حسین(ع) اولا وضع عمومی جامعه را توصیف می‌کنند و در توصیف‌شان این چنین بیان می‌کنند که روزگاه تغییر کرده یعنی قرار نبود اوضاع این چنین باشد. طبیعی است این تغییر در جهت وضع مطلوب نیست چون بلافاصله می‌فرمایند این تغییر در جهت زشتی‌هاست یعنی اوضاع به این شکل است که به جای اینکه تغییر در جهت وضع مطلوب و بهبود وضع جامعه باشد این تغییر در جهت زشتی‌ها و منکرات هست.

نماینده اصلاح طلب مجلس دهم در ادامه یادآور شد: جامعه‌ای که امام حسین(ع) با آن مواجه است جامعه‌ای است که همه خوبی‌ها به جامعه پشت کرده و به لحاظ اخلاقی و ارزش‌های انسانی افول کرده و یک ارتجاع در جامعه‌ای که به نام اسلام شکل گرفته محقق شده، بعد امام(ع) برای اینکه وضع عمومی جامعه را خوب توصیف کند می‌فرمایند از همه خوبِ‌ها و معروف به اندازه ته مانده کاسه‌ای باقی مانده است. یعنی ظرف روزگار به قدری از خوبی‌ها، امانت، صداقت، حریت، جوانمردی، انصاف، مردانگی و اخلاق تهی شده که ته این ظرف به اندازه‌ای که انگشتت مرطوب شود باقی مانده است. این توصیف وضع عمومی جامعه در بیان اباعبدالله(ع) است.

مازنی همچنین گفت: امام حسین(ع) در ادامه می‌فرمایند مگر نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از تحقق باطل در جامعه جلوگیری نمی‌شود. بعد می‌فرمایند در چنین شرایطی انسان باشرف، مومن، صالح و سالم  آرزوی مرگ پیدا می‌کند و نمی‌تواند زندگی ذلت‌بار این‌چنینی را تحمل کند؛ من چنین مرگی را سعادت انسان می‌دانم و چنین زندگی با ظالمان و ستمگران را ننگ و نکبت برای جامعه می‌دانم. این توصیف وضع عمومی جامعه‌ای است که اباعبدالله با آن سروکار دارد.

وی با اشاره به توصیف علما، صحابه، تابعین و بزرگان از سوی امام حسین(ع)، گفت: امام حسین از آنها تعبیر به بزرگان قوم می‌کند که شهرت آنها به دانش‌ آنهاست و مردم آنها را به عنوان خوبان جامعه که جامعه را در جهت خیر هدایت می‌کنند و انتظار دارند ملجا و پناهگاه مردم باشند می‌شناسند و خیرخواهی جزیی از ویژگی‌های آنهاست. امام(ع) از آنها تعبیر می‌کند که شما به دلیل انتساب به خدا معروف هستید، به دلیل نسبت با دین و نسبت با اسلام در بین مردم منزلت دارید، مردم با رفتار و اعمال شما می‌خواهند باورها و اعتقاداتشان را بشناسند. توصیف دوم امام حسین(ع) توصیف این جامعه خاص است که اینها کسانی‌اند که از آنها به علما، صحابه، تابعین و گروه‌های مرجع یاد می‌کنیم و می‌توانند مرجع و ملجا جامعه باشند.

این نماینده مجلس افزود: امام(ع) در سال 58 هجری قمری یعنی دو سال قبل از مرگ معاویه در سرزمین منا بین 750 تا 1000 نفر از این دسته انسان‌ها را دعوت می‌کند؛ صحابه، تابعین، علما، بزرگان و مراجع مردم کسانی که مرجع دینی، ‌اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن جامعه هستند و مردم از آنها انتظار دارند. امام از اینها دعوت می‌کند و در جمع آنها سخنرانی می‌کند و هم رفتار آنها و انتظاری که از آنها هست را بیان می‌کند و هم مهمترین معضل جامعه آن روز را توصیف می‌کند. امام(ع) اشاره می‌کند به آیه 63 سوره مائده و می‌گوید خدا نسبت به علمای یهود با تعبیر لعنت یاد می‌کند زیرا در مقابل دو عمل زشت در جامعه بی‌تفاوت بودند؛ گناه زبان(دروغ و همه اعمالی که دور از صداقت و راستی باشد) و حرام‌خواری(رشوه‌خواری). این دو ویژگی جامعه‌ای است که یهود با آنها سروکار داشتند و علمای آنها در قبال آن ساکت بودند.

مازنی همچنین گفت: جامعه‌ای که امام حسین(ع) آن را توصیف می‌کند جامعه‌ای است که دروغ بر آن حاکم است، دروغ برای آنها امر عادی تلقی می‌شود و در کنار آن حرام‌خواری، رشوه‌خواری،‌ اختلاس، دست اندازی به بیت‌المال و توجه نکردن به چیزی به نام بیت‌المال. امام(ع) خطاب به علما می‌فرمایند شما هم در قبال وضع حاکم بر جامعه سکوت کردید یا از ترس یا تصور می‌کنید که موقعیت‌تان را نباید از دست بدهید. بعد می‌فرمایند مردم شما را آیت‌الله می‌دانند، هیبت و منزلتی که در نگاه مردم دارید به این دلیل است که شما عالم ربانی شناخته می‌شوید، کسی که مردم را دعوت به پروردگار می‌کند و مردم را در جهت نگاه الهی و خدایی با آثار و رفتاری که از خود بروز می‌دهد دعوت می‌کند. شما گروه‌های مرجع جامعه در موقعیتی هستید که همه انسان‌ها برای شما منزلت و حرمتی قائل هستند اما راه رفتن و رفتار شما و پس‌رو پیش‌روهایی که دارید شما را شبیه پادشاهان کرده، مثل سلاطین، ارباب‌ها، کدخداها در جامعه حضور دارید.

مازنی با اشاره به بیانات امام حسین(ع) خطاب به عالمان، ادامه داد: امام(ع) می‌فرماید شما عالمان حق ضعیفان را ضایع کردید، فکر می‌کنید حق خود را گرفتید، در حالی که حق واقعی شما بیش از این است. شما باید مجاری امور، احکام و اجرای حدود الهی و اداره امور جامعه را به دست می‌گرفتید و نمی‌گذاشتید کار به اینجا بکشد. امام (ع) از وضع عمومی جامعه هم می‌گوید که اقشار آسیب‌پذیر در شهرها رها شده هستنند. کسی به فکر اینها نیست. کسی به حالشان رحم نمی‌کند. شما هم که منزلت و اعتباری دارید از این منزلت در جهت حل مشکل آنها قدمی بر نمی‌دارید، حتی به کسی که در این جهت کاری می‌کند هم کمک نمی‌کنید، شما با سازشکاری و ساخت و پاخت با ظلمه برای خودتان امنیتی فراهم کردید و در این فضا زندگی می‌کنید.

وی همچنین اضافه کرد: گروه بعدی و کسانی که بعد از این امام(ع) راجع به آنها حرف می‌زند حاکمان هستند. حاکمیت چه وضعی دارد؟ در دوران حیات معاویه بارها امام(ع) به معاویه اعتراض می‌کند و به او نامه می‌نویسد. وقتی معاویه به امام(ع) می‌گوید به من گزارش دادند که تو در حجاز فتنه‌گری می‌کنی امام(ع) پاسخ می‌دهد که من فتنه‌ای بزرگ‌تر از ولایت و حکومت تو بر این جامعه نمی‌شناسم. تو راس همه فتنه‌ها هستی. بعد یکی یکی جنایات معاویه را نام می‌برد و می‌گوید تو پیمانی باقی نگذاشتی که از من می‌خواهی به پیمان برادم حسن وفادار باشم. قرار نبود آدمهای بی‌گناه را به قتل برسانی. اما در عین حال امام(ع) تا وقتی معاویه زنده است رفتارش در همین سطح است. 

نماینده مردم تهران در مجلس تصریح کرد: وقتی معاویه از دنیا می‌رود، یزید را به عنوان جانشین او روی کار آوردند. معاویه در زمان حیاتش از امام (ع) می‌خواهد که با او بیعت کند، بعد هم از امام (ع) می‌خواهد که با یزید بیعت کند. امام (ع) دقیقا به دلیل یک بند از بندهای صلح امام حسن (ع) با معاویه که قرار گذاشته بودند معاویه حق ندارد برای خود جانشین تعیین کند و بعد از او خلافت از آن حسن (ع) و در صورتی که اتفاقی برای حسن (ع) بیفتد، خلافت از آن حسین (ع) است؛ در هر صورت معاویه پیمان شکنی می‌کند و با برنامه ریزی‌هایی که انجام می‌دهد، یزید را به عنوان جانشین خود به جامعه تحمیل می‌کند. یک‌باربالای منبر در شهر مدینه و در حالی که امام (ع) نیز پای منبر نشسته بود، معاویه مردم را دعوت می‌کند تا با یزید بیعت کنند و می‌گوید که او اهل فضل و تقوا و دیانت است.

مازنی با بیان اینکه این تعابیر نقل به مضمون است، گفت: امام (ع) بلند می‌شود و می‌گوید راجع به کسی صحبت می‌کنید که انگار کسی او را نمی‌شناسد؛ او بوزینه باز و سگ باز و شراب خوار و ... است؛ او را برای خلافت و جانشینی رسول خدا(ص) معرفی میکنی؟ بعد هم که از امام(ع) می‌خواهد که باید با یزید بیعت کنی، امام (ع) می‌فرمایند مثل من با مثل او بیعت نخواهد کرد؛ پس حاکمیتی که از او انتظار است تا در جهت احقاق حق و مخالفت و مبارزه با باطل حرکت کند، این وضع حاکمیتی است که حسین بی علی(ع) با آن سر و کار دارد. شارب‌الخمر است، علنی مرتکب فقس و منکر میشود و در مقابل معروف و خود کسی که به عنوان خلیفه رسول الله(ص) است این رفتار را از خود بروز می‌دهد و مردم شاهدند که او اینگونه رفتار می‌کند.

وی تصریح کرد: بعد از اینکه امام (ع) روزگار علما و وضع حاکمیت را توصیف می‌کند، یک گروه باقی می‌ماند که می‌توان به آن امید داشت و آن توده‌های مردم هستند؛ امام (ع) درباره توده‌های مردم و کسانی که از آنها انتظار می‌رود حرکتی بکنند و امام (ع) را به عنوان ملجا و پناهگاه خود بشناسند و در جهت اصلاح وضعیت حرکت کنند، امام (ع) از طریق پذیرش نامه مردم عراق و اعزام مسلم ابن عقیل و نامه نگاری با مردم بصره و عراق و خطبه‌ها و سخنرانی‌ها و پرسش و پاسخ‌ها از مردم دعوت می‌کند که بیایید برای اصلاح وضع موجود کمک کنید. آنچه که امام (ع) درباره مردم به جمع بندی میرسد و بصورت خلاصه مردم را توصیف می‌کند این است مردم لاک پشت‌وار و بصورت تدریجی گرفتار حرام شدند.

مازنی تاکید کرد: ما یادمان است که زمانی طلبه‌ها و پاسداران و بسیجیان و هر کسی که وزیر می‌شد یا مسئولیتی بر عهده می‌گرفت دو خودکار در جیب داشت و می‌گفت یکی از این‌ها برای بیت المال است، اما کم کم رسید به جایی که وقتی از فردی می‌پرسی که چرا ازین ماشین آن‌قدر بد استفاده می‌کنی، می‌گوید ماشین خودم که نیست، بلکه برای بیت المال است؛ یعنی اوضاع کاملا تغییر کرده است؛ هر کس باید خود را نسبت به خود مقایسه کند؛ می‌گوییم حالا اشکال ندارد، از این ماشین یا خودکار استفاده می‌کنیم یا می‌گوییم که اشکال ندارد اضافه کار نایستادیم ولی اضافه کار و پاداش را می‌گیریم؛ جالب است که یکی از والیان زمان خلیفه دوم که خلیفه‌ای خشن بود دربرخی موارد و البته در برخی موارد از جمله مواجهه با معاویه مقداری مماشات کرد و تاریخ این را ثبت کرده است؛ ایشان یکی از والیان را احضار و او را عزل می‌کند و به او می‌گوید که هرچقدر مال و اموال داری را پس بده؛ او لیستی تهیه می‌کند و به خلیفه می‌دهد و می‌گوید اینها مال حکومت است؛ خلیفه از او می‌پرسد تکلیف بقیه چه می‌شود، می‌گوید باقی برای خودم است؛ از او می‌پرسد که از کجا آورده‌ای، می‌گوید مردم دادند، اینها هدایایی است که به من دادند و برای خودم است؛ خلیفه از او می‌پرسد اگر تو استاندار نبودی هم باز از این هدایا به تو می‌دادند؟ اگر نماینده مجلس، وزیر، مدیر کل، معاون وزیر هم نبودی، باز هم از این هدایا به تو می‌دادند؟ اگر دستت به امضاهای طلایی نمی‌رسید باز هم به تو از این هدایا می‌دادند؟؛ کم کم این اطیعه حرام وارد زندگی می‌شود.

مازنی ادامه داد: این روزها یک سریالی پخش می‌شود که در آن آقایی در نقش یک آدم خوب است ولی یواش یواش و چراغ خاموش به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر فکر می‌کند اشکالی ندارد که هرکاری انجام دهد و پشت به شرافت می‌کند؛ اینها کارهای خوبی است که با زبان هنر می‌توان آنها را تصویر کرد؛ گاهی نیز ممکن است اغراق شود و گفته شود که (آنچه که به تصویر کشیده می‌شود) زیاده‌روی است، البته گاهی نیز ممکن است عده‌ای بگویند که موضوع خیلی جدی‌تر آن چیزی است که به تصویر کشیده می‌شود. 

وی همچنین گفت: حسین ابن علی (ع) این حرف‌ها را بر زبان آورده است و مازنی و حجج ‌الاسلام منتجب نیا و ولایی و محتشمی و فلان آیت الله و مجتهد و اهل منبر نیست؛ این حرف‌ها برای خود امام حسین(ع) است که در کربلا برای مردم سخنرانی می‌کند، اما آنها گوش نمی‌کنند وتاثیری روی آنها نمی‌گذارد. حرف امام حسین (ع) که دیگر باید تاثیر بگذارد و اشکال از امام حسین (ع) نیست، پس اشکال از کیست؟ خود امام (ع) میگوید که شکم‌هایتان پر از حرام شده است؛ این حرام خواری باعث شده تا شما می‌بینید در کنار گوش‌تان یکی در حال مردن است و دیگرش حقش در حال ضایع شدن است ولی کک شما هم نمی‌گزد؛ این نتیجه حرام خواری و توصیفی است که حضرت ابا عبدالله (ع) از سه گروه خواص جامعه، گروه‌های مرجع و حاکمان و خود مردم دارند؛ این وضعی است که امام(ع) با آن مواجه بود.

این نماینده مجلس اضافه کرد: از یازدهم محرم به بعد حضرت زینب (س) هم در خطبه‌ای که در سرزمین کوفه برای مردم می‌خواند، مردم عراق را اینگونه توصیف می‌کند که ای فریب کارها، عهد شکن‌ها! شما اهل تملق و چاپلوسی هستید؛ این‌ها ویژگی‌های جامعه‌ای است که امام حسین (ع) می‌خواستند آن را اصلاح کنند. جمع بندی ما تا اینجا این است که اینکه عرض کردم بزرگترین کارو کارویژه حسین ابن علی(ع) این بود که میراث گذشتگان را احیا کرد و از مرگ حتمی نجات داد و برای استمرار این میراث تضمینی برای آیندگان ایجاد کرد برای این است که جامعه‌ای که از آدم تا خاتم تلاش کردند که تا آن را با حق آشنا کنند و در مسیر حق زندگی کند و در جهت معروف حرکت کند و حریت و جوانمردی و اخلاق در آن جامعه حاکم باشد و در آن جامعه اگر حرام خواری و دروغی وجود داشته باشد، بزرگان آن جامعه سکوت نکنند.

مازنی ادامه داد: امام حسین (ع) می‌فرمایند من جامعه‌ای را می‌بینم که از تمام این خوبی‌هایی که از آدم تا خاتم تلاش کردند به اندازه ته مانده یک ظرفی رطوبتی از آب یا چربی در آن وجود باقی مانده باشد؛ یعنی از اخلاق و خوبی، عشق و محبت، حریت و آزادی و ایثار و فداکاری چیزی باقی نمانده است، اما این جامعه به لحاظ ظاهر، همه ظواهر اسلامی را مراعات می‌کند؛ بر اساس نقل همه مورخین با شکوه‌ترین نماز جمعه‌ها در زمان معاویه برپا می‌شد و با شکوه ترین نماز جماعت‌ها اقامه می‌شد و باشکوه‌ترین مراسم حج در آن جامعه اقامه می‌شد، اما در این جامعه دروغ حاکم است؛ نماز هست اما نماز مانع فحشا و منکر نیست، حج هست، اما حج عامل وحدت و انسجام جامعه نیست؛ همه این روزه و ذکات و این‌ها هست، اما ما شاهد جامعه‌ای اسلامی هستیم که بر آن دروغ و حرام خواری و تملق و چاپلوسی حاکم است؛ در آن جامعه حق ضعیف ضایع می‌شود و اقشار آسیب پذیر، نابینایان و لال‌ها در شهرها رها شده‌اند.

وی خاطرنشان کرد: امام(ع) برای اصلاح این جامعه چه کار باید بکند که تمام تلاش‌ها انبیا که در آستانه مرگ است، با یک دم مسیحایی زنده کند یا این مریض در حال کما را احیا کند؟ این مسیح باز مصلوب و این حسین فاطمه آمده که تمام آن زحمات، خدمات و تلاش ها را که در حال مرگ است را با دم مسیحایی و خون پاکش، با قاسم و علی اکبر و علی اصغرش و مسلم و هانی و زهیرش و با ابوالفضلش و اسارت زینبش، احیا کند و تضمینی بر ای آیندگان باشد. امام (ع) بین دوراهی عزت و ذلت قرار می‌گیرد؛ چه کار باید بکند؟ به امام(ع) می‌گویند که شما دوراه بیشتر نداری؛ هر راه دیگری را که امام پیشنهاد می‌کند، نمی‌پذیرند؛ گفتند یا بیعت با یزید یا مرگ؛ یکی را باید بپذیری؛ امام (ع)  گفتند که این پسر نابکار، من را بین زندگی پر از ذلت و نکبت با مرگ سرخ با عزت مخیر کرده؛ هیهات من الذله! دور باد و دور باش از ما و خاندان ما که زیر بار ذلت برویم؛ من زیر بار ذلت نخواهم رفت و این یعنی رفتن به استقبال شهادت در زمانی که هیچ راهی برای اصلاح جامعه و زندگی با عزت برای حسین ابن علی(ع) باقی نمانده و اسارت اهل بیت.

نماینده مردم تهران در مجلس تاکید کرد: اکنون این ما هستیم و این میراث حسین(ع)، عباس، علی اکبر و قاسم و زینب(س)؛ بزرگ کربلا این میراث را برای آیندگان تضمین کرده است. 1380 سال دشمنان اسلام تلاش کردند تا این میراث را نابود کنند؛ مزار شریف اباعبدالله(ع) را بارها تخریب کردند، منصور خلیفه عباسی تخریب کرد، مهدی و هادی عباسی آن را دوباره بازسازی کردند، هارون تخریب کرد، مامون بازسازی کرد، متوکل چند بار تخریب کرد و بالاخره چنان تخریب کردند که حرم و خانه‌های اطراف آن را شخم زدند و به عنوان مزرعه از آن استفاده کردند؛ بعد گفتند نمی‌شود بیشتر خراب کرد، آمدند زیارت کردن را ممنوع کردند و گفتند برای زیارت حسین ابن علی(ع) دست باید قطع شود؛ امام هادی (ع) فرمودند دیگر به کربلا نروید و به جای آن به ری بروید و حضرت عبدالعظیم (ع) را زیارت کنید که او هم بوی حسین می‌دهد. آمدند مراسم و مناسک مربوط به عاشورا را تحریم کردند، اما از همه راه هایی که رفتند مایوس شدند بالاخره آخرین راهی که هنوز از آن مایوس و ناامید نشدند، تغییر رویکرد و گفتمان حاکم بر عاشورا یعنی تحریف معنوی است؛ آنها تحریف مادی هم کردند و چه دروغ‌هایی که به امام حسین(ع) واهل بیت نسبت دادند.

مازنی در ادامه گفت: من اتفاقا می‌خواستم امشب بحثی تحت عنوان آداب اهل منبر داشته باشم اما برخی از دوستان گفتند که ممکن است با توجه به فضای فعلی جامعه سو برداشت هایی شود و این حرف را درست دیدم اما واقعیت این است؛ مرحوم محدث نوری در 118 سال قبل یعنی سال 1280 هجری شمسی می‌گوید یکی از علمای هندوستان به من گفتند که در کشور ما روضه خوانان که به منبر م‌یروند، دروغ هایی را به امام حسیین(ع) نسبت می‌دهند؛ شما یک کتابی بنویسید و کاری کنید که این وضعیت اصلاح شود؛ علامی نوری می‌گوید که او نمی‌دانست که در عتبات عالیات هم این وضعیت حاکم است و دقیقا بیخ گوش امام حسین (ع) هم دروغ‌هایی را به ایشان نسبت می‌دهند که خود امام حسین(ع) به تعبیری ایشان چنین کلامی را بکار نبرده.

وی با بیان اینکه نسبت به عاشورا هم دروغ‌هایی بر زبان آورده اند، افزود: از جمعیت دشمن، تعداد کشته ها به دست امام حسین (ع) که شهید مطهری می‌گوید من حساب کردم و دیدم اگر برای هر نفر یک ثانیه وقت برای کشتن لازم بود، یک روز باید 83 ساعت طول بکشد؛ بعد که دیدند این دروغ، لو رفته است، گفتند عاشورا استثنائاً 72 ساعت بوده اما باز هم زمان کم آوردند. این نسبت‌ها تحریف مادی است؛ آنها گفتند اگر ما حرف‌های دروغ را و حرف‌هایی را که به دل نمی‌نشیند و عقل باور نمی‌کند را نسبت دهیم، کم کم مردم می‌گویند که لابد خیلی خبری نبوده است.

مازنی گفت: من بارها می‌گویم اگر من طلبه کار اشتباهی کنم، اگر فکر می‌کنم کارم درست است، باید آن را به خودم نسبت بدهم و نباید آن را به امام راحل نسبت بدهم، بعد بگویم لابد امام هم آدمی مثل من بوده است؛ از این بالاتر از امام(ره) هم که هزینه کردیم بعد بیاییم بگوییم که امام حسین (ع) هم اینگونه بوده است؛ یک آقایی در جایی حرف بی ربطی زده بود، از او پرسیدند چرا این حرذف را زدی، گفت امام حسین(ع) هم این کار را کرده بود. نسبت های نادرست که به اباعبدالله(ع) و ائمه(ع)  بدهند، آن وقت این بازار رونقش از بین می‌رود و کساد می‌شود؛ این از کارهایی است که انجام شده است. بعد دیدند که هر ازچندگاهی آدم ها و محدثین و علمایی مثل علامه محدث نوری و شهید مطهری می‌آیند و کارشان این است که این مسائل را اصلاح کنند.

مازنی در ادامه خاطرنشان کرد: الان هم من به ذاکران اهل بیت، اهل بیت و عزیزانی که سخنوران مکتب اباعبدالله(ع) هستند عرض می‌کنم که الان هم کتاب‌های معتبری در حوزه علمیه قم وجود دارد که بصورت تحقیقی درباره آنها کار شده است و امثال من مقداری تنبلی می‌کنیم برای مطالعه آنها؛ هم اشعار خوبی در این متون وجود دارد و هم مطالب خوبی وجود دارد که دیگر نیازی نیست مطالب موهن بگوئیم. 

وی همچنین گفت: وقتی دیدند از این طریق هم به نتیجه نمی‌رسند، بالاخره مردم برای امام حسین(ع) باز هم می‌آیند و کاری ندارند که منبری چه مطالبی را می‌گویند، مردم حساب شان را با امام حسین(ع) جداگانه حساب می‌کنند؛ در این زمان آنها آمدند و تحریف معنوی را در دستور کار خود قرار دادند؛ یعنی تلاش کردند تا رویکرد و گفتمان عاشورا را به گونه‌ای دیگر تعریف کنند. گفتند که امام حسین(ع) کشته شد تا گناهان امت تا قیامت پاک شود. شهید مطهری می‌فرمایند که گویا امام حسین(ع) احساس کرد شمر و خولی کم است، آمد کربلا تا شهید شود تا آمار شمر زیاد شود و در هر روزگاری آمار شمرها زیاد شود به برکت حضور در مجالس و محافل.

عضو فراکسیون امید یادآور شد: یک قطره اشک ریختن برای امام حسین(ع) به شرطی تاثیر گزار است که وقتی از جلسات مربوط به ایشان خارج می‌شویم، تصمیم بگیریم نسبت به قبل تفاوتی کرده باشیم. زندگی شمری با عاشورا و کربلا درست نمی‌شود؛ اگر توبه واقعی باشد، توبه حر پذیرفته شد، از امام سجاد پرسیدند آیا توبه شمر هم پذیرفته می‌شود، ایشان فرمودن بله، به شرط آنکه توبه او واقعی باشد.

وی با بیان اینکه بعد از عدم تاثیر تحریف مادی و تحریف تاریخ عاشورا، به تحریف رویکرد و گفتمان عاشورا روی آوردند، اضافه کرد: گفتند که اصلا عاشورا گفتمان حریت، آزادی، حق طلبی، اخلاق، مبارزه با زندگی باطل و زدنگی با عزت نیست، بلکه عاشورا یعنی اینکه شما یک تراژدی را مرور کنید تا مشکل‌تا‌ن در قیامت در پیشگاه خداوند حل شود.

مازنی گفت: در چنین مراسم روضه و مجالس و محافل بزرگداشت امام حسین(ع) بود که شمر ها و یزیدها در عصر خود شرکت می‌کردند و شاید خودشان هم در مرثیه خوانی‌ها مشارکت می‌کردند و کم کم امام حسین(ع) و اینها با هم خودمانی شدند. امروز آنچه به عنوان وظیفه و تکلیف داریم این است که اولا باید از میراث ابی عبدالله(ع) صیانت کنیم؛ صیانت از میراث ایشان یعنی صیانت از میراث همه انبیا. حق طلبی، حریت، عزت، توجه به نیاز نیازمندان و بی تفاوت نبودن در برابر گناه زبان و حرام خواری از میراث‌های امام حسین (ع) است.

وی تاکید کرد: دومین تکلیفی که بر عهده ماست، مراقبت از سنگر امام حسین (ع) است؛ امام حسین (ع) با شهادتش سنگری برای جامعه اسلامی، جامعه شیعه و همه انسان‌ها ایجاد کرد و ما نباید این سنگر را به ابزاری برای منافع دنیوی خود تبدیل کنیم. مرحوم علامه نوری در کتاب لولو و مرجان می‌گوید یکی از مهلکات منبر ابی عبدالله(ع) این است که شما این منبر را وسیله‌ای برای دنیای خودتان و بدتراز آن فروش آخرت‌تان برای دنیای دیگران قرار دهید؛ این موضوع چپ و راست و انقلابی و غیر انقلابی و این ذاکر و مداح و آن منبری هم ندارد؛ همه باید در یک گفت‌و گوی دوستانه و علمی قرار بگذاریم؛ همه با هم برادریم؛ همه نیروهای کشور و همه آنها که دل در گروی اسلام و انقلاب و میراث امام حسی و حیراث خلف صالح او حضرت امام خمینی(ره) را داریم، بنا را بر این بگذاریم که این سنگر حسین ابن علی(ع) را وسیله دنیا طلبی‌های خودمان یا دنیای دیگران قرار ندهیم.

مازنی با تاکید براینکه تبیین گفتمان امام حسین (ع) سومین مسئولیتی است که امروز بر عهده ما قرار دارد، یادآور شد: آنچه به عنوان گفتمان‌ اباعبدالله(ع) در جامعه است را باید تبیین کنیم و جامعه را با افکار و اندیشه‌های امام حسین (ع) آشنا کنیم وشبیه سازی هم نکنیم تا اگر کسی از کسی خوشش نیامد، بگوید من امام حسین(ع) هستم و او هم یزید است؛ یا اینکه فردی خود را سلمان فارسی و مقابلش را از صحابه متخلف امیر المومنین (ع) بداند. این شبیه سازی ها و مصادره به نفع خود واقعا جواب نمی‌دهد و حیف است که ما میراث بزرگ امام حسین (ع) را مصادره به مطلوب به نفع خود یا دنیای دیگران کنیم. گفت کسی که خسر الدنیا والاخره است کسی است که در دنیا فقیر بوده و در آخرت هم جهنمی.

نماینده مردم تهران در مجلس افزود: از پیامبر نقل شده که ایشان فرمودند بدترین امت من کسانی هستند که در دنیا فقیر باشد، در آخرت هم جهنمی؛ بخشی از این وضعیت ناشی از این است که ما دین و اعتبار و منزلت خودمان را برای دنیای دیگران می‌فروشیم و خودمان هم چیزی گیرمان نمی‌آید؛ خب چرا این کار را بکنیم؛‌ این‌ها پیام عاشورا، کربلا و محرم است که کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا و کل شهر محرم؛ هر روزی می‌تواند چنین باشد به شرط آنچه ما درست بشناسیم، تحلیل کنیم و درست عمل کنیم.
 
 
 

 



نظر شما
نام:
پست الکترونیکی:  
نظر شما:  
کد امنیتی: