12:13 عصر | ۱۳۹۹ سه شنبه ۲۱ مرداد
کد خبر: 60459 تاریخ انتشار: ۱۳۹۸ شنبه ۲۳ شهريور - 3:17 عصر ارسال به دوست نسخه چاپی

مازنی: سنگر امام حسین(ع) را وسیله دنیاطلبی‌های خود قرار ندهیم

گفتند که اصلا عاشورا گفتمان حریت، آزادی، حق طلبی، اخلاق، مبارزه با زندگی باطل و زدنگی با عزت نیست، بلکه عاشورا یعنی اینکه شما یک تراژدی را مرور کنید تا مشکل‌تا‌ن در قیامت در پیشگاه خداوند حل شود.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی حق طلبی، حریت، و بی تفاوت نبودن در برابر گناه زبان و حرام خواری را میراث امام حسین (ع) عنوان و تاکید کرد که نباید سنگر حسین ابن علی(ع) را وسیله دنیا طلبی‌های خودمان یا دنیای دیگران قرار دهیم.

حجت‌الاسلام ‌والمسلمین احمد مازنی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) در مرکز فرهنگی دارالزهرا، گفت: ما هزار و 380 سال از عاشورای سال 61 هجری قمری فاصله گرفتیم و در همه این سال‌ها عاشورا جاودانه و ماندگار ماند و ما هر سال بیش از سال قبل شاهد رونق ارادت به حضرت سیدالشهدا و شهیدان کربلا و اهل بیت هستیم و خواهیم بود. به نظر می‌رسد اگر روی رمز جاودانگی عاشورا بررسی دقیقی شود مهمترین رمز جاودانگی عاشورا در نقش ویژه‌ای است که اباعبدالله(ع) ایفا کردند و آن این بود که امام(ع) میراث همه انبیا را احیا کرد و برای آیندگان استمرار بخشیدند. 

وی احیای میراث گذشتگان و تضمین استمرار آن برای آیندگان را از نتایج قیام اباعبدالله(ع) عنوان و خاطرنشان کرد: برای درک این معنا و اینکه اکنون وظیفه و رسالت ما برای حفظ این میراث چیست توصیف وضع موجود از جامعه‌ای که حسین بن علی(ع) در آن جامعه قیام می‌کند در بیان خود حضرت سیدالشهدا(ع) بسیار کمک می‌کند و یاری می‌کند که متوجه شویم ایشان چه کار ویژه‌ای انجام دادند که این کار حداقل شرایطش برای دیگران مهیا نبود. امام حسین(ع) اولا وضع عمومی جامعه را توصیف می‌کنند و در توصیف‌شان این چنین بیان می‌کنند که روزگاه تغییر کرده یعنی قرار نبود اوضاع این چنین باشد. طبیعی است این تغییر در جهت وضع مطلوب نیست چون بلافاصله می‌فرمایند این تغییر در جهت زشتی‌هاست یعنی اوضاع به این شکل است که به جای اینکه تغییر در جهت وضع مطلوب و بهبود وضع جامعه باشد این تغییر در جهت زشتی‌ها و منکرات هست.

نماینده اصلاح طلب مجلس دهم در ادامه یادآور شد: جامعه‌ای که امام حسین(ع) با آن مواجه است جامعه‌ای است که همه خوبی‌ها به جامعه پشت کرده و به لحاظ اخلاقی و ارزش‌های انسانی افول کرده و یک ارتجاع در جامعه‌ای که به نام اسلام شکل گرفته محقق شده، بعد امام(ع) برای اینکه وضع عمومی جامعه را خوب توصیف کند می‌فرمایند از همه خوبِ‌ها و معروف به اندازه ته مانده کاسه‌ای باقی مانده است. یعنی ظرف روزگار به قدری از خوبی‌ها، امانت، صداقت، حریت، جوانمردی، انصاف، مردانگی و اخلاق تهی شده که ته این ظرف به اندازه‌ای که انگشتت مرطوب شود باقی مانده است. این توصیف وضع عمومی جامعه در بیان اباعبدالله(ع) است.

مازنی همچنین گفت: امام حسین(ع) در ادامه می‌فرمایند مگر نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از تحقق باطل در جامعه جلوگیری نمی‌شود. بعد می‌فرمایند در چنین شرایطی انسان باشرف، مومن، صالح و سالم  آرزوی مرگ پیدا می‌کند و نمی‌تواند زندگی ذلت‌بار این‌چنینی را تحمل کند؛ من چنین مرگی را سعادت انسان می‌دانم و چنین زندگی با ظالمان و ستمگران را ننگ و نکبت برای جامعه می‌دانم. این توصیف وضع عمومی جامعه‌ای است که اباعبدالله با آن سروکار دارد.

وی با اشاره به توصیف علما، صحابه، تابعین و بزرگان از سوی امام حسین(ع)، گفت: امام حسین از آنها تعبیر به بزرگان قوم می‌کند که شهرت آنها به دانش‌ آنهاست و مردم آنها را به عنوان خوبان جامعه که جامعه را در جهت خیر هدایت می‌کنند و انتظار دارند ملجا و پناهگاه مردم باشند می‌شناسند و خیرخواهی جزیی از ویژگی‌های آنهاست. امام(ع) از آنها تعبیر می‌کند که شما به دلیل انتساب به خدا معروف هستید، به دلیل نسبت با دین و نسبت با اسلام در بین مردم منزلت دارید، مردم با رفتار و اعمال شما می‌خواهند باورها و اعتقاداتشان را بشناسند. توصیف دوم امام حسین(ع) توصیف این جامعه خاص است که اینها کسانی‌اند که از آنها به علما، صحابه، تابعین و گروه‌های مرجع یاد می‌کنیم و می‌توانند مرجع و ملجا جامعه باشند.

این نماینده مجلس افزود: امام(ع) در سال 58 هجری قمری یعنی دو سال قبل از مرگ معاویه در سرزمین منا بین 750 تا 1000 نفر از این دسته انسان‌ها را دعوت می‌کند؛ صحابه، تابعین، علما، بزرگان و مراجع مردم کسانی که مرجع دینی، ‌اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن جامعه هستند و مردم از آنها انتظار دارند. امام از اینها دعوت می‌کند و در جمع آنها سخنرانی می‌کند و هم رفتار آنها و انتظاری که از آنها هست را بیان می‌کند و هم مهمترین معضل جامعه آن روز را توصیف می‌کند. امام(ع) اشاره می‌کند به آیه 63 سوره مائده و می‌گوید خدا نسبت به علمای یهود با تعبیر لعنت یاد می‌کند زیرا در مقابل دو عمل زشت در جامعه بی‌تفاوت بودند؛ گناه زبان(دروغ و همه اعمالی که دور از صداقت و راستی باشد) و حرام‌خواری(رشوه‌خواری). این دو ویژگی جامعه‌ای است که یهود با آنها سروکار داشتند و علمای آنها در قبال آن ساکت بودند.

مازنی همچنین گفت: جامعه‌ای که امام حسین(ع) آن را توصیف می‌کند جامعه‌ای است که دروغ بر آن حاکم است، دروغ برای آنها امر عادی تلقی می‌شود و در کنار آن حرام‌خواری، رشوه‌خواری،‌ اختلاس، دست اندازی به بیت‌المال و توجه نکردن به چیزی به نام بیت‌المال. امام(ع) خطاب به علما می‌فرمایند شما هم در قبال وضع حاکم بر جامعه سکوت کردید یا از ترس یا تصور می‌کنید که موقعیت‌تان را نباید از دست بدهید. بعد می‌فرمایند مردم شما را آیت‌الله می‌دانند، هیبت و منزلتی که در نگاه مردم دارید به این دلیل است که شما عالم ربانی شناخته می‌شوید، کسی که مردم را دعوت به پروردگار می‌کند و مردم را در جهت نگاه الهی و خدایی با آثار و رفتاری که از خود بروز می‌دهد دعوت می‌کند. شما گروه‌های مرجع جامعه در موقعیتی هستید که همه انسان‌ها برای شما منزلت و حرمتی قائل هستند اما راه رفتن و رفتار شما و پس‌رو پیش‌روهایی که دارید شما را شبیه پادشاهان کرده، مثل سلاطین، ارباب‌ها، کدخداها در جامعه حضور دارید.

مازنی با اشاره به بیانات امام حسین(ع) خطاب به عالمان، ادامه داد: امام(ع) می‌فرماید شما عالمان حق ضعیفان را ضایع کردید، فکر می‌کنید حق خود را گرفتید، در حالی که حق واقعی شما بیش از این است. شما باید مجاری امور، احکام و اجرای حدود الهی و اداره امور جامعه را به دست می‌گرفتید و نمی‌گذاشتید کار به اینجا بکشد. امام (ع) از وضع عمومی جامعه هم می‌گوید که اقشار آسیب‌پذیر در شهرها رها شده هستنند. کسی به فکر اینها نیست. کسی به حالشان رحم نمی‌کند. شما هم که منزلت و اعتباری دارید از این منزلت در جهت حل مشکل آنها قدمی بر نمی‌دارید، حتی به کسی که در این جهت کاری می‌کند هم کمک نمی‌کنید، شما با سازشکاری و ساخت و پاخت با ظلمه برای خودتان امنیتی فراهم کردید و در این فضا زندگی می‌کنید.

وی همچنین اضافه کرد: گروه بعدی و کسانی که بعد از این امام(ع) راجع به آنها حرف می‌زند حاکمان هستند. حاکمیت چه وضعی دارد؟ در دوران حیات معاویه بارها امام(ع) به معاویه اعتراض می‌کند و به او نامه می‌نویسد. وقتی معاویه به امام(ع) می‌گوید به من گزارش دادند که تو در حجاز فتنه‌گری می‌کنی امام(ع) پاسخ می‌دهد که من فتنه‌ای بزرگ‌تر از ولایت و حکومت تو بر این جامعه نمی‌شناسم. تو راس همه فتنه‌ها هستی. بعد یکی یکی جنایات معاویه را نام می‌برد و می‌گوید تو پیمانی باقی نگذاشتی که از من می‌خواهی به پیمان برادم حسن وفادار باشم. قرار نبود آدمهای بی‌گناه را به قتل برسانی. اما در عین حال امام(ع) تا وقتی معاویه زنده است رفتارش در همین سطح است. 

نماینده مردم تهران در مجلس تصریح کرد: وقتی معاویه از دنیا می‌رود، یزید را به عنوان جانشین او روی کار آوردند. معاویه در زمان حیاتش از امام (ع) می‌خواهد که با او بیعت کند، بعد هم از امام (ع) می‌خواهد که با یزید بیعت کند. امام (ع) دقیقا به دلیل یک بند از بندهای صلح امام حسن (ع) با معاویه که قرار گذاشته بودند معاویه حق ندارد برای خود جانشین تعیین کند و بعد از او خلافت از آن حسن (ع) و در صورتی که اتفاقی برای حسن (ع) بیفتد، خلافت از آن حسین (ع) است؛ در هر صورت معاویه پیمان شکنی می‌کند و با برنامه ریزی‌هایی که انجام می‌دهد، یزید را به عنوان جانشین خود به جامعه تحمیل می‌کند. یک‌باربالای منبر در شهر مدینه و در حالی که امام (ع) نیز پای منبر نشسته بود، معاویه مردم را دعوت می‌کند تا با یزید بیعت کنند و می‌گوید که او اهل فضل و تقوا و دیانت است.

مازنی با بیان اینکه این تعابیر نقل به مضمون است، گفت: امام (ع) بلند می‌شود و می‌گوید راجع به کسی صحبت می‌کنید که انگار کسی او را نمی‌شناسد؛ او بوزینه باز و سگ باز و شراب خوار و ... است؛ او را برای خلافت و جانشینی رسول خدا(ص) معرفی میکنی؟ بعد هم که از امام(ع) می‌خواهد که باید با یزید بیعت کنی، امام (ع) می‌فرمایند مثل من با مثل او بیعت نخواهد کرد؛ پس حاکمیتی که از او انتظار است تا در جهت احقاق حق و مخالفت و مبارزه با باطل حرکت کند، این وضع حاکمیتی است که حسین بی علی(ع) با آن سر و کار دارد. شارب‌الخمر است، علنی مرتکب فقس و منکر میشود و در مقابل معروف و خود کسی که به عنوان خلیفه رسول الله(ص) است این رفتار را از خود بروز می‌دهد و مردم شاهدند که او اینگونه رفتار می‌کند.

وی تصریح کرد: بعد از اینکه امام (ع) روزگار علما و وضع حاکمیت را توصیف می‌کند، یک گروه باقی می‌ماند که می‌توان به آن امید داشت و آن توده‌های مردم هستند؛ امام (ع) درباره توده‌های مردم و کسانی که از آنها انتظار می‌رود حرکتی بکنند و امام (ع) را به عنوان ملجا و پناهگاه خود بشناسند و در جهت اصلاح وضعیت حرکت کنند، امام (ع) از طریق پذیرش نامه مردم عراق و اعزام مسلم ابن عقیل و نامه نگاری با مردم بصره و عراق و خطبه‌ها و سخنرانی‌ها و پرسش و پاسخ‌ها از مردم دعوت می‌کند که بیایید برای اصلاح وضع موجود کمک کنید. آنچه که امام (ع) درباره مردم به جمع بندی میرسد و بصورت خلاصه مردم را توصیف می‌کند این است مردم لاک پشت‌وار و بصورت تدریجی گرفتار حرام شدند.

مازنی تاکید کرد: ما یادمان است که زمانی طلبه‌ها و پاسداران و بسیجیان و هر کسی که وزیر می‌شد یا مسئولیتی بر عهده می‌گرفت دو خودکار در جیب داشت و می‌گفت یکی از این‌ها برای بیت المال است، اما کم کم رسی